خدايا! به دل هاي پروانه وش شمعي شايسته عنايت کن که در پاي هر کرم شب تابي
فرو نيايند و پيش هر چشم کور سويي جان نسپارند!

 

خدايا! آن چنان غريق درياي غربتمان مکن که به سمت هر خاشاک عاطفه ايي دست نياز دراز کنيم.پناه بر تو از تنهايي و غربت و بي کسي!

 

خدايا!در اين هرزه بازار نگاه ها و قلبها,دل ما را از آن خودت وچشم ما را نگران خودت کن!

 

خدايا! دستمان تهي و آلوده به معصيت است.اما دلمان سرشار از عشق و محبت است.به دستمان نگاه نکن. به دلمان هم نگاه نکن.به دست خودت و دل خودت نگاه کن.من کان محاسنه مساوي فکيف مساويه مساوي؟!

 

 

خدايا!هر لحظه نيازمند هدايت توييم.به خصوص در اين وا نفساي آخر الزمان که باطل هرآن به لباس حق در مي آيد و بر حق دم به دم گمان باطل مي رود. هدايت مستمر و متصلت را از ما دريغ نکن!

 

خدايا! امان از دستهاي پنهان شيطان!روح و جان ما را از سلطه پنهان شيطان برهان!

 

خدايا! امان از شعارهاي رنگين و دثارهاي زهر آگين!
امان از ظاهرهاي فريبنده و باطن هاي ننگين!
فغان از چهره هاي مقدس و درونهاي ملوث!
فرياد از سخنان شيرين و مقاصد شوم!

 

تنها تويي که پنهان ترين زواياي وجود آدميان را مي فهمي هدايتمان کن!!!