روایت شکست از زبان صهیونیست‌ها-14
شکست عملیات‌های ویژه اسرائیل در جنگ 33 روزه

در میان اهداف ویژه رژیم صهیونیستی یک پزشک ایرانی وجود داشت که تل آویو از طریق یگان کماندویی خود قصد ربایش او را داشت.

خبرگزاری فارس: شکست عملیات‌های ویژه اسرائیل در جنگ 33 روزه

  کتاب " اسرا در لبنان، واقعیت های جنگ دوم لبنان" نوشته "عوفر شیلح و یوآف لیمور" دو خبرنگار صهیونیستی روزنامه معاریو و شبکه اول تلویزیون اسرائیل است، این کتاب روایتگر شکست های اتاق عملیات و محافل مخفیانه نظامی اسرائیل در جنگ 33 روزه است، اسناد این کتاب از طریق گفتگو با بیش از صد فرد اسرائیلی و اسناد و اطلاعات محرمانه ای که در معرض دید عموم قرار نگرفته، تهیه شده است. روزنامه السفیر لبنان بخش هایی از این کتاب را در شماره های متعدد خود آورده است:

در روز هفتم از جنگ یعنی روز 18 ژولای دان حالتوص با ژنرال رونین صحبت کرد، وی یکی از با تجربه ترین افسران بخش اطلاعات نظامی ارتش اسرائیل بود، این صحبت در مورد ابعاد اطلاعاتی یک عملیات ویژه بود. وی پیشنهاد دراز مدتی را مطرح کرده و گفت که می توان نیروهای زیادی را شامل صدها مبارز صهیونیست در نزدیکی بیروت هلی برن کرد تا آنها با استقرار در این منطقه در طی روزهای متمادی بتوانند حملاتی را علیه اهداف حزب الله در این شهر داشته باشند.

حالوتص این طرح را رد کرده و گفت که حفاظت از نیروهای اسرائیلی در بیروت که مملو از هزاران نفر از عناصر حزب الله لبنان و طرفداران آنهاست، خطرناک است، البته وی کلیات این ایده را مورد تحسین قرار داد و از رونین خواست تا طرح های دیگری را ارائه کند.

* شکست عملیات‌های ویژه اسرائیل در جنگ 33 روزه

به این ترتیب بود که عملیات مختصر و مفید که از معروف ترین عملیات های نظامیان صهیونیست بود، متولد شد، این عملیات از سوی نیروهای ویژه رژیم صهیونیستی صورت گرفت. نیروهای ویژه از همان روزهای اولیه جنگ فعالیت های خود را در لبنان آغاز کرده بودند، آنها در عملیات موشک باران اهداف لبنانی به جنگنده های این رژیم کمک می کردند، آنها در این راستا اطلاعاتی را به مقامات صهیونیست ارائه می کردند، از سوی دیگر برخی عملیات های ویژه را نیز در روزهای اول جنگ انجام دادند، برخی از این نیروها به فرماندهی ایال ایزنبرگ کار می کردند، وی در روز اول جنگ خود را به مرکز فرماندهی جبهه شمالی اسرائیل رسانده بود.

در طول جنگ 24 عملیات ویژه صورت گرفت، اما این تعداد برای حالوتص کافی نبود، او  به نیروهای ویژه اعتقاد داشت و می گفت که باید فرماندهی گروه های ویژه ارتش تشکیل شود، اما نتایج این عملیات ها به گونه ای نبود که بتوان آن را به عنوان نشانه پیروزی اسرائیل در این جنگ به شهرک نشینان ارائه کرد.

ایهود اولمرت بارها حالوتص را مورد عتاب قرار داده و با اشاره به اینکه وی از مدت ها قبل موافقت نخست وزیری در زمینه اجرای عملیات ویژه را گرفته بود، گفت که تاکنون هیچ اقدامی در این راستا صورت نگرفته است، او از حالوتص می خواست که با خلاقیت دستاوردی برای اسرائیل کسب کند.

* طرح هلی برن 600 نظامی صهیونیستی به بیروت

ژنرال رونین البته اعتقاد داشت که انجام عملیات ویژه در بیروت مشکل است، اما با این حال طرح هایی را در این زمینه ارائه کرد، بر اساس طرح وی هلی برن تعداد 600 نفر از نیروهای ویژه به داخل لبنان صورت میگرفت، این تعداد بسیار بیشتر از دفعات سابق بود که اسرائیل در جنگ های قبل از آن استفاده کرده بود. قرار بود این نیروها چند روز در لبنان باقی بمانند.

رونین معتقد بود که صرف وجود این نیروها می تواند به احساس امنیتی که حزب الله در جبهه داخلی از آن برخوردار است، ضربه بزند. همچنین می تواند تهدیدی برای رهبران حزب باشد که در این منطقه زندگی می کنند، این عملیات می تواند چیزهایی را نیز در مورد نظامیان ربوده شده اسرائیلی در لبنان به دست آورد، چرا که حالوتص و اولمرت معتقد بودند که بازگرداندن این دو نظامی می تواند دستاورد محوری باشد که شهروندان از کابینه انتظار دارند.

* پزشک ایرانی کانال دستیابی به سید حسن نصرالله

مشکل در اینجا بود که باید یک سرنخ اطلاعاتی به دست می آمد، چرا که این دستاورد بیش از اینکه از طریق واقعیت های سفت و سخت باشد، از طریق نتیجه گیری و تحلیل اطلاعات به دست می آید. یکی از این سرنخ ها یک پزشک ایرانی بود که حزب الله لبنان پیشتر در مواردی بسیار محرمانه به کمک های پزشکی وی نیاز پیدا کرده بود، ارتش اسرائیل در طول جنگ و حتی قبل از عملیات نظامی در بعلبک دو بار در دستیابی به وی ناکام مانده بود و وی موفق شده بود که به شمال لبنان یا به سوریه فرار کند. هنگامی که نیروها برای اجرای عملیات مختصر و مفید حرکت کردند، مقامات اسرائیلی متوجه شدند که این پزشک در مکانی که باید بازداشت می شد، حضور ندارد، البته اولمرت در زمان صدور دستور آغاز عملیات این موضوع را نمی دانست و چند ساعت قبل دستور آغاز عملیات را صادر کرده بود.

دومین شنبه از زمان آغاز جنگ یعنی روز 22 ژولای بود که یک تیم ارتجالی در ستاد ارتش اسرائیلی تشکیل شد، ریاست این تیم را طال روسو بر عهده داشت، وی به عنوان معاون رئیس شعبه عملیات در زمینه عملیات های ویژه نیز انتخاب شده بود، او پیشتر نیز مناصب مهمی را در ارتش اسرائیل عهده دار بوده است. ژنرال رونین نیز به این تیم اضافه شد و تمیر باردو که مدتی قبل سمت خود در معاونت رئیس موساد را کنار گذاشته بود نیز با این تیم همراه شد، بر خلاف مراحل گذشته اینبار روسای موساد و شاباک نیز آمادگی خود را برای همکاری با این تیم اعلام کردند، اتاقی که به این گروه ویژه اختصاص داده شده بود، افراد زیادی را جای داده بود که برخی برای نصیحت کردن در زمینه های مختلف و برخی نیز در اعلام داوطلبی خود برای حضور در این تیم به آنجا آمده بودند، برخی نیز مانند ایرز زوکرمان تنها برای اطلاع از آنچه که قرار است روی بدهد به این اتاق آمده بودند. علاوه بر اینها ژنرال هایی نیز بودند که بیشترشان در جنگ 33 روزه شرکت داده نشده بودند، بعد از جنگ هنگامی که از یکی از آنان درباره مسئولیتش سوال شد، پاسخ داد: من برای طال روسو قهوه درست کردم.

* وحشت صهیونیست‌ها از داخل کردن سوریه در جنگ 33 روزه

قبل از اجرای این عملیات نگرانی هایی در مورد زمان عملیات و حجم مطلوب آن وجود داشت، این نگرانی ها تنها از سختی و پیچیدگی عملیات ناشی نمی شد، بلکه از نزدیکی این عملیات به سوریه بود، چرا که مرزهای سوریه و لبنان در ده کیلومتری محلی قرار داشت که این عملا باید در آن انجام میشد، علاوه بر اینها این عملیات برای جلوگیری از قاچاق سلاح اعلام شده بود، از سوی دیگر موشک باران اسرائیلی که از سوی نیروی هوایی انجام شده بود، باعث شده بود که وضعیت دقیق پیش آید، هیچ کس دوست نداشت سوء تفاهمی را ایجاد کند که سوری ها را در این جنگ وارد کند.

به این علت در مرحله اول مدت زمانی عملیات از سه یا چهار روز به یک روز و یک شب کاهش یافت و قرار شد نیروها در صبح روز بعد به عقب برگردانده شوند. ایده هلی برن تعداد بالای نیروهای نیز لغو شد، لغو این ایده از سوی موشه کابلینسکی صورت گرفت، او می گفت که این عملیات خطرناک تر از حد مجاز است، به این ترتیب عملیات به صورت مختصر و با حضور 200 نظامی طراحی شد و تنها یک شب به اجرای عملیات اختصاص داده شد.

* عملیاتی که قرار بود چهره تاریخ را تغییر دهد!

این کتاب تاکید می کند که با اینکه این اقدامات خطرات ناشی از عملیات را کم کرد، اما با این حال تردیدهایی را در زمینه فواید این عملیات یک شبه با تعداد کم نیروهای مبارز ایجاد کرد، البته کسی به این مسایل فکر نمی کرد و هیجان این عملیات که در فضایی متفاوت از جبهه جنگ بود، همه را به خود مشغول کرده بود، روسو در جریان مذاکراتی که داشت، فضا را تلطیف می کرد، او می گفت این عملیات مانند این است که نظامیان ما در شمال به جنگ مشغول هستند و بعد متوجه می شوند که دشمن به تل آویو حمله کرده است.

البته هیچ یک از این افراد به اندازه عمیر پرتص وزیر جنگ اسرائیل هیجان زده نشده بودند، هنگامی که این طرح برای اولین بار به وی ارائه داد، افسران ارتش از بازداشت کردن افرادی از لبنانی ها سخن می گفتند تا بتوانند در جریان بازگرداندن دو اسیر اسرائیلی آنها را با حزب الله معامله کنند، پرتص در جواب آنها گفت که باید به مفاهیم دیگری فکر کنند، او گفت: این عملیات می توانند چهره تاریخ را تغییر دهد!

* انجام عملیات نظامی بدو اطلاع وزیر جنگ صهیونیست‌ها

هیجانی که پرتص در انجام این عملیات از خود نشان می داد، باعث شد تا اوضاعی به وجود آید که نظامیان موافقت با انجام این عملیات را امری مسلم بدانند، در جریان این جنگ دو موضوع ایجاد شد که فرماندهان نظامی مشقت هماهنگی با آن برای انجام عملیات ویژه را بر خود هموار کردند، در یکی دیگر از این حالت ها کابلینسکی با پرتص جلسه داشت، در این زمان فینکلمن مدیر دفتر ستاد ارتش وارد اتاق شد و نامه ای به دست کابلینسکی داد، او با خواندن این نامه به پرتص گفت: آقای وزیر عذر می خواهم ما یک عملیات ویژه را بدون پیش موافقت شما انجام داده ایم.

بعد از چند دقیقه حالوتص وارد اتاق شد و بعد از عذرخواهی گفت که نیروهای ویژه را عقب خواهد کشید، اما پرتص گفت که عملیات را به خاطر این مسایل متوقف نکند.

ادامه دارد..